دانلود رمان وایکنتی که عاشق منه
    دانلود رمان وایکنتی که عاشق منه

    اسم رمان : وایکنتی که عاشق منه

    نویسنده رمان : جولیا کوین

    مترجم رمان : هدیه گرامی مقدم

    ژانر : رمان غمگین ، رمان عاشقانه ، رمان خارجی

    منبع رمان : takroman.ir


    ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ 29262 بازدید بدون نظر

    دانلود رمان وایکنتی که عاشق منه

    بخشی از دانلود رمان وایکنتی که عاشق منه :

    آنتونی بریجرتون همیشه می دانست در جوانی می میرد.
    اوه، نه در کودکی!
    آنتونی جوان هیچ وقت دلیلی برای تفکر در مورد مرگش نداشت.
    در دوران کودکی اش،بهترین زندگی ممکن برای یک پسربچه را داشت،
    دقیقا از همان روز تولد.
    درست که آنتونی وارث یک وایکنت ثروتمند و قدیمی بود اما برخلاف اکثر زوج های اشرافی،
    لرد و لیدی بریجرتون کاملا عاشق هم بودند.تولد پسرشان را به نه چشم رسیدن یک وارث، که به چشم
    رسیدن فرزندشان می دیدند.
    جشن و سرور و بزمی برگزار نشد مگر جشنی که پدر و مادر در
    ستایش پسر جدیدشان برگزار کردند.
    بریجرتون ها والدینی جوان بودند
    ادموند به سختی بیست سالش بود و وایولت فقط هجده سال داشت
    اما عاقل و قوی بودند.
    پسرشان را با چنان شدت و از جان گذشتگی دوست داشتند که به ندرت در حلقه ی اشراف دیده می شد.
    و وایولت گرچه باعث وحشت مادرش شد اما اصرار داشت خود پسرش را شیر بدهد.
    ادموند طرفدار روش رایج که می گفت پدرها نباید فرزندانشان را ببینند یا صدایشان را بشنوند، نبود.
    نوزاد را در پیاده روی های طولانی بر روی زمین های کنت می برد. و قبل از اینکه حتی معنای کلمات را بفهمد،
    با او در مورد فلسفه و شعر حرف میزد و هر شب برایش قصه ی قبل از خواب می
    گفت.

    آنتونی بریجرتون همیشه میدانست در جوانی میمیرد. اوه، نه در کودکی!

    آنتونی جوان هیچ وقت دلیلی برای تفکر در مورد مرگش بهترین زندگی ممکن برای یک ، نداشت. در دوران کودکیاش پسربچه را داشت،

    دقیقا از همان روز تولد. درست که آنتونی وارث یک وایکنت ثروتمند و قدیمی بود

    اما برخلاف اکثر زوجهای اشرافی، لرد و لیدی بریجرتون کاملا عاشق هم بودند.

    تولد پسرشان را به نه چشم رسیدن یک وارث، که به چشم رسیدن فرزندشان میدیدند.

    جشن و سرور و بزمی برگزار نشد مگر جشنی که پدر و مادر در ستایش پسر جدیدشان برگزار کردند.

    بریجرتونها والدینی جوان بودند – ادموند به سختی بیست سالش بود و وایولت فقط هجده سال
    وایکنتی که عاشق منه! هدیه گرامی مقدم

    داشت – اما عاقل و قوی بودند. پسرشان را با چنان شدت و از جان گذشتگی دوست داشتند که به ندرت در حلقهی اشراف دیده میشد.

    و وایولت گرچه باعث وحشت مادرش شد اما اصرار داشت خود پسرش را شیر بدهد.

    ادموند طرفدار روش رایج که میگفت پدرها نباید فرزندانشان را ببینند یا صدایشان را بشنوند، نبود.

    نوزاد را در پیاده رویهای طولانی بر روی زمینهای کنت میبرد.

    و قبل از اینکه حتی معنای کلمات را بفهمد، با او در مورد فلسفه و شعر حرف میزد و هر شب برایش قصهی قبل از خواب میگفت.

    از آنجایی که وایکنت و وایکنتس خیلی جوان و عاشق بودند، اینکه دوسال بعد از تولد آنتونی، برادری جوانتر – که بندیکت نامیده شد –

    به او پیوست، تعجب آور نبود. ادموند سریع برنامهاش را طوری تغییر داد

    دانلود رمان وایکنتی که عاشق منه

    که هر دو پسرش را به پیاده روی ببرد و یک هفته را در اصطبل پنهان شد و با چرمکارها همکاری کرد تا بتواند کولهای بسازد
    وایکنتی که عاشق منه! هدیه گرامی مقدم

    که وقتی بندیکت نوزاد را در آغوش گرفته است، آنتونی را در پشتش نگه دارد.

    در میان زمینها و نهرها قدم میزدند. برایشان از چیزهایی شگفت انگیز، گلهای زیبا، آسمان آبی شفاف و شوالیههای زره پوش و دوشیزههای در خطر حرف میزد.

    وایولت عادت داشت زمانی که آنها باد خورده و آفتاب سوخته برمیگشتند، بخندد. و ادموند می » میبیند؟

    این هم دوشیزهی در خطر ما. باید نجاتش بدیم.

    «گفت: و آنتونی خود را در آغوش مادرش میانداخت. میخندید و قسم میخورد او را از دست اژدهای نفس آتشینی که آن را تازه دو کیلومتر پایینتر در جادهی روستا دیدهاند، نجات میدهد.

    دو« و وایولت هینی میکشید و صدایش را پر از وحشت میکرد: کیلومتر پایینتر توی جادهی روستا؟

    خدایا بدون سه تا مرد قوی که » ازم محافظت بکنند، چکار میکردم؟
    وایکنتی که عاشق منه! هدیه گرامی مقدم
    دانلود رمان وایکنتی که عاشق منه

    »بندیکت که بچه است.« آنتونی جواب میداد


    ثبت دیدگاه

      • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
      • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
      • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید