دانلود رمان قرار مدار خصوصی

    دانلود رمان قرار مدار خصوصی


    اسم رمان : قرار مدار خصوصی

    نویسنده رمان : شری توماس

    مترجم یا ویراستار :پی-جی

    تعداد صفحات : این رمان فروشی میباشد!

    ژانر : عاشقانه

    منبع رمان : novelclub66.com


    امتیاز 5.00
    ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ 2083 بازدید بدون نظر

    دانلود رمان قرار مدار خصوصی

    در نظر  جامعه… لیدی و لرد تریمینگ ایده آل ترین ازدواج را دارند.لرد تریمینگ (کادمن) در یک قاره زندگی می‌کند و لیدی تریمینگ (گیگی) در قاره دیگر..

    زمانی که گیگی  درخواست طلاق می کند.. تا بتواند با مرد نجیب زاده دیگری که با او آشنا شده ازدواج کند…

    کادمن نیویورک را به مقصد لندن ترک میکند  و بعد از ۱۰ سال..با پیشنهاد ی شوکه کننده نزد همسرش  برمیگردد..

    گیگی می‌تواند همانطور که دلش می‌خواهد از او طلاق بگیرد اما اول باید به او یک وارث بدهد.

    ده سال پیش..

    بین آنها جرقه هایی از عشق و علاقه وجود داشت..

    اما رفتارهای حسابگرانه ی گیگی  باعث شد تا کادمن از او فرار کند….

    اما کادمن قبل از ترک او میبایست انتقامش را بگیرد..پس با خود فکر کرد که چگونه می تواند بیشترین درد را به او بدهد…

    همانطور که گیگی او را فریب داده بود..کادمن هم می بایست او را فریب دهد.

    . پس نقشه کشید تا آخرین لحظه وانمود کند چیزی از نقشه‌های گیگی برای بدست اوردن او..نمیداند ..

    و نقش یک عاشق واقعی را بازی کند..

    سپس صبح بعد از ازدواج به او خیانت کرد و بعد …

    دانلود رمان قرار مدار خصوصی

    او را ترک کرد…

    کادمن موفق شده بود …و حتی بیشتر از آنکه فکرش را بکند بر دل گیگی زخم عمیق بر جای گذاشت..

    طوری که گیگی احساس می‌کرد دیگر نمی تواند زندگی کند…

    از او تنها یک پوسته پوشالی باقی مانده بود اما …

    بعد از سالها با نجیب زاده مهربانی اشنا می شود که احساس می کند ..

    می تواند  خوشبختی آینده اش را با او بسازد..

    پس تصمیم می گیرد تا برای همیشه کادمن را پشت سر جا بگذارد و زندگی جدیدش را شروع کند …

    اما کادمن به او اجازه نخواهد داد از زیر بار گناهانش قسر در برود و گیگی باید همراه او زجر بکشد …

    نه اوحق ندارد بدون کادمن خوشبختی را تجربه کند…

    او هرگز به گیگی اجازه این کار را نخواهد داد

    دانلود رمان قرار مدار خصوصی

    مشکل چیه گودمن؟بازم کمردردت اذیتت میکنه؟

    نه خانم قضیه این نیست، قضیه اینه که…

    قضیه منم.

    صدای شوهرش از داخل کتابخانه به گوش می‌رسید.

    برای لحظات طولانی و مبهوت کننده‌ای تمام کاری که می‌توانست بکند فکر کردن به این قضیه بود که چقدر خوب بود که از فردی دعوت نکرده بود که به خانه بیاید. همانطور که طبق معمول هر روز بعد از قدم زدن در پارک با او، او را به خانه دعوت می‌کرد. سپس دیگر نمی‌توانست به چیز دیگری اصلا فکر کند. سردردش ناپدید شد و به جای آن موجی از خون به شدت به سمت سرش هجوم آورد. او ابتدا داغ و سپس سرد بود. هوای اطرافش چنان غلیظ می‌آمد که احساس می‌کرد نمی‌تواند به درستی نفس بکشد.

    به طور مبهمی سرش را برای گودمن تکان داد.

    می‌تونی به سر وظایفت برگردی.

    گودمن مردد آنجا ایستاده بود. آیا برای او احساس ترس می‌کرد؟ وارد کتابخانه شد و اجازه داد تا در سنگین کتابخانه پشت سرش بسته شود و او را از نگاهها و گوش های ی کنجکاو محفوظ کند.

    پنجره کتابخانه به سمت غرب باز میشد تا دید بهتری را از پارک به نمایش بگذارد. اشعه‌های شدید خورشید از داخل پنجره به روی فرش قدیمی می‌تابیدند .

    دانلود رمان قرار مدار خصوصی

    تریمینگ درست جلوی نور خورشید ایستاده بود، دستهایش را به میز ماهونی پشت سرش تکیه داده بود و پاهای بلند و کشیده‌ اش را روی یکدیگر انداخته بود.

    با زاویه نوری که بر او می‌تابید می‌بایست به صورت جسمی مبهم و تیره به نظر برسد اما نه، او می‌توانست به خوبی چهره‌ اش را ببیند،

    مانند اینکه یکی از مجسمه‌های میکلانژ از موزه سیستینگ فرار کرده و از پنجره‌اش وارد کتابخانه او شده بود تا برایش دردسر ایجاد کند.

    به موقع مچ او را هنگام خیره شدن به خودش گرفت، انگار که هنوز دختر بچه ای ۱۹ ساله بود، کاملأ سطحی نگر و ظاهربین.

    سلام کدمن.

    سلام گیگی.

    دانلود رمان قرار مدار خصوصی

    بعد از جدایی از همسرش به هیچکس دیگر اجازه نداده بود که او را با این نام مسخره بچه گانه صدا کند.

    خودش را مجبور کرد که از در جدا شود و طول کتابخانه را قدم بزند. فرش زیر پایش بسیار نرم بود، مانند یک مرداب. درست به جلوی روی او رفت و ایستاد، تا نشان دهد که از او نمی‌ترسد. اما در واقع می‌ترسید. او روی گیگی قدرت داشت، قدرتی فراتر از آنچه که آن نامه قانونی به آنها می داد.

    اگرچه او زن قد بلندی بود اما می‌بایست سرش را به عقب خم کند تا به چهره او نگاه کند. چشمانش سبز خیلی خیلی تیره بود، مانند مرمر سبز کوههای اورال. رایحه لطیفی که از چوب صندل و دیگر مرکبات از او به مشام می‌رسید را با یک تنفس عمیق به دورن ریه‌هایش کشید. یک زمانی او این رایحه را برابر با خوشحالی می‌دانست.

    دانلود رمان قرار مدار خصوصی

    اینجایی که منو با طلاق سرافراز کنی یا اومدی که برام دردسر درست کنی؟

    او مستقیم هدف را نشانه گرفت. دردسر هرگز از جلوی رو نمی‌آمد، بلکه یک شخص را دور می‌زد و از پشت سر او را گاز می‌گرفت.

    شانه هایش را بالا انداخت، کت وکراواتش را در آورده، نگاه گیگی چند لحظه بیشتر از آنچه که دوست داشت روی پوست طلایی گردنش ماند. پارچه مرغوب پیرهنش شانه های پهن و بازوهای نیرومندی او را به خوبی در بر گرفته بود.

    اینجام که یه شرایطی برات بذارم.

    منظورت از شرایط چیه؟

    یک وارث. تو برای من یک وارث میاری و من بهت اجازه میدم که طلاق بگیری. اگرنه من جدا شدنمون رو بی عفتی می دانم و بخاطر زنا ازت شکایت می کنم. می‌ دونی که نمی تونی از من طلاق بگیری اگر همچین گناهی کرده باشی. مگه نه؟

    دانلود رمان قرار مدار خصوصی

    صدای زنگ بلندی در گوشهایش پیچید.

    حتما داری شوخی می‌کنی. یه وارث از من میخوای؟حالا؟

    نمی‌تونستم قبل از این ماجرا فکر بودن با تو رو تحمل کنم.

    واقعا؟

    با صدای بلند خندید. اگرچه دلش میخواست با یک خودکار به شقیقه‌اش بکوبد.

    آخرین بار که خیلی از این قضیه خوشت می‌اومد و راضی بودی!

    بخاطر اینکه فقط باید توی عمرم یکبار اون کار رو انجام می‌دادم و با این فکر خودم رو دلداری می‌دادم.

    درد تمام درونش را فرا گرفت. دردی خورنده و از اینکه هرگز فکر نمی‌کرد دیگر بتواند آن را تجربه کند. سعی کرد بحث را از موضعی که نقطه ضعفش بود دور کند.

    تهدیدهای پوشالی. من با لرد فردریک رابطه صمیمانه‌ای نداشتم.

    دانلود رمان قرار مدار خصوصی

    تو چقدر پاک و معصومی. من دارم درمورد لرد ورنس وورس، لرد آکتوم و آقای محترمی به نام ویلیام صحبت می‌کنم.

    نفسش را به تندی به درون کشید. او از کجا می‌دانست؟ او در تمام این مدت خیلی مراقب بود و روابطش را با احتیاط از جامعه پنهان می‌داشت.

    شوهرش به دقت او را زیر نظر داشت و به وضوح داشت از رنجش و ناراحتی او لذت می‌برد.


    بر چسب ها :

    ثبت دیدگاه

      • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
      • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
      • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید