دانلود رمان دزدی وعشق

    ۰۹ آبان ۱۳۹۶ 4189 بازدید بدون نظر

    دانلود رمان دزدی وعشق

    دانلود رمان دزدی وعشق

    دانلود رمان دزدی وعشق
    این رمان که در ژانر های  عاشقانه #کلکلی #همخونه ای #مـعمایی# نوشته شده است .

      توسط ” sahar81 ” نوشته شده است .

    در  ۴۲ صفحه نوشته شده و امروز برای شما عزیزان بر روی سایت ” دی ال رمان ” برای دانلود قرار داده داده شده است.

    قسمتی از رمان : دزدی وعشق با هم بخونیم

    رمانی متفاوت ،باسبکی جدید،دختر رمانمون صحرا خانومه،یه دختر مهربون و شیطون که با آقا سهیل آشنا میشه اما نه با تصادف،نه داخل شرکت و دانشگاه و…. قابل توجه که این آقا پسر اصلا پولدار نیست ،بهترین خونه و ماشین و زندگی هم نداره اما… (قسمت اول)

    دانلود رمان دزدی وعشق

    با صدای بلند شروع کردم به خندیدن وای خدا
    من ـ سارینا خیلی دیوونه ای بیچاره خانم عباسی کجا این طوری حرف میزنه؟
    سارینا ـ آره جان عمت این جوری حرف نمیزنه؟
    بعد باصدای تو دماغی گفت:بچـــــــــــه ها این چه وضع امتحان دادنه؟چــــــــرا درس نمیخونید؟
    من ـ وای فکرکن امتحانارو
    خواستم ادامه ی حرفمو بزنم که احساس کردم دارم کشیده میشم به سمت جایی که داشتم کشیده میشدم نگاه کردم
    یه پسره کیفمو گرفته بود ول نمیکرد ، با پاش محکم زد به زانوم ،بعد سریع کیفو کشید شروع کرد به دویدن، وای نه خدایا
    منم شروع کردن به دویدن لعنتی سرعتش خیلی زیاد بود
    از البه الی مردم میگذشتم و گاهی محکم بهشون میخوردم
    پیچید داخل یه کوچه منم دنبالش،اما داخل کوچه که شدم

    حدود چهار ،پنج تا کوچه دیگه بود
    حاال از کدوم طرف رفت ؟دوست داشتم بشینم همونجا گریه کنم تمام تحقیق هام،جزوه های درسی،کتاب و دفترم ،چک پول امیر علی
    و وسایل دیگم همه داخل کیف بود حاال همه به جهنم تحقیقم چی

    دانلود رمان دزدی وعشق

    چهار ماه با بچه ها روش کار کردیم فقط یک هفته دیگه فرصت
    داشتیم
    کاری نمیتونستم بکنم حتی نمیدونستم دقیقا کجاست ؟

    پول هم نداشتم با آژانس برم خونه،گوشیم ،وای گوشیـــــــــــم کو ؟
    شروع کردم به راه رفتن ،به ساعت مچیم نگاه کردم و عصبانی چشم غره ای برای ساعت بیچاره رفتم انگار تقصیر اون بود

    ،ساعت
    هشت شب،بدون پول و وسیله ،

    با لباس مدرسه هرچی میرفتم انگار راه بیشتر میشد مطمئنا فقط داشتم دور خودم میپیچیدم اصال اینا
    چطور اینجا زندگی میکنند؟
    خوبه حاال گم نمیشن واال…
    بادیدن یه خانم چادری و میانسال تقریبا به سمتش پــــــــرواز کردم
    من ـ خانم؟خانم؟
    خانمه ـ بله ؟
    من ـ خانم گوشی دارید؟
    خانم ـ گوشی چیه؟
    با بهت به زنه خیره شدم یعنی نمیدونه گوشی چیه ؟این دیگه کیه؟
    من ـ خانم گوشی همونه که باهاش صحبت میکنند
    اصال تقصیر منه ، منو بگو اخه کی جنوب شهر تهران میاد پیاده روی؟اونم چی به خاطر یه بستنی شکالتی خوشمزه
    زنه نگاهم کرد و گفت: وا مگه آدمه که باهاش صحبت میکنند بعد باصدای آروم تری گفت ؛فرارکردی؟
    من ـ نه خانم چی میگید من گم شدم اصال تا حاال این جا نیومده بودم

    امیدوارم رمان دزدی وعشق خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

    دانلود رمان با فرمت پی دی اف روی لینک پایین کلیک کنید
    http://dlroman.ir/link/41
    دانلودرمان برای اندروید،تبلت
    http://dlroman.ir/link/iz
    دانلود رمان برای آیفون،ایپد،،اندروید،تبلت
    http://dlroman.ir/link/Jh

    اگر شما نویسنده رمان دزدی وعشق هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

    منبع تایپ رمان : dlroman.ir


    بر چسب ها :
    نوشته های مشابه

    ثبت دیدگاه

      • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
      • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
      • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید