دانلود رمان ازدواج توتیا

    دانلود رمان ازدواج توتیا


    اسم رمان : ازدواج توتیا

    نویسنده رمان : نیلوفر قائمی فر

    مترجم یا ویراستار :ندارد

    تعداد صفحات : 369

    ژانر : عاشقانه

    منبع رمان : takroman.ir


    ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ 8923 بازدید بدون نظر

    خلاصه رمان ازدواج توتیا :

    گاهی تو زندگی نمیدونی انتخابت درسته یا نه ، نمیدونی عکس العملت عاقلانه است یا نه ، جای عقلت غرورت تصمیم میگیره ، نفرتت راهت رو نشون میده و انتقام مثل یه ویروس تموم جونتو میگیره اما زهی خیال باطل که این حس کینه جویی اول از همه به خودت ضربه وارد میکنه…!
    وقتی دل آدم سیاه بشه چشماش به خیلی چیزا بسته میشه مثل معرفت ، مثل عشق ، مثل عقل …!
    گاهی میدونی داری راه رو اشتباه میری ، زجر میکشی ولی میگی غرورمو شکوندن ، فکر میکنی با لج بازی داری تلافی میکنی
    ولی خبرنداری که لج بازی تو زندگی چاقوی دولبه است ، هر وَرِشُ که بگیری دست خودتم میبره!
    من توتیا دختر کوچیک جعفر آقا درست عین عقل کل خونواده همیشه حرفام و تصمیماتم درست بود
    اما یه امتحان کوچیک یه تصمیم بزرگ یه غرور کاذب ….
    زندگی منو زیر و رو کرد اونقدر که یه توتیا شد و یه آینه عبرت …
    پایان خوش

    رمان ازدواج توتیا | دانلود رمان ازدواج توتیا | خواندن رمان ازدواج توتیا

    قسمتی از رمان ازدواج توتیا :

    تلفنو گذاشتم و لبمو گزیدم. تارا زد رو پاش و ادای حرکت عزادارا رو در آورد (حرکت پی در پی از راست به چپ) و گفت:
    – واویلا.
    – بی حیای بی چشم و رو چطوری روش شد؟
    تارا نگاهی به من انداخت. به تارا نگاه کردم و هر دو، دو مرتبه لب گزیدیم و زدیم به گونه امونو با هم گفتیم: یییه اون خواستگاری کرده!
    بعد با هم جیغ کوتاهی زدیم. با حرص گفتم: می رم می کشمش.
    تارا با ناله و زاری گفت: الهی واسه بابای جوون مرگم بمیرم.


    بر چسب ها :
    نوشته های مشابه

    ثبت دیدگاه

      • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
      • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
      • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید