دانلود رمان فلب زخمی – معصومه دارینی

    امتیاز 4.50
    06 ژوئن 2017 752 بازدید بدون نظر

    دانلود رمان فلب زخمی – معصومه دارینی

    دانلود رمان فلب زخمی – معصومه دارینی

    : با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)
    دانلود رمان فلب یخی - معصومه دارینی

    خب ژانر رمان فلب زخمی چیه ؟
    خانوادگی.عاشقانه

    خب رمان فلب زخمی چند صفحه داره ؟

    ۶۵

    خلاصه رمان فلب زخمی 

    رمان قلب زخمی در مورد دختریه به اسم بهار که ازبچه گی سختی های زیادی رو تحمل میکنه، عاشق میشه ولی به اصرار پدرش با کسی ازدواج میکنه که هیچ احساسی بهش نداره ولی دست تقدیر دوباره عشق شو جلو روش قرار میده و اکنون ادامه ماجرا……..

    چند صفحه ای اول رمان : فلب زخمی با هم بخونیم

    رمان فلب زخمی

    رمان قلب زخمی
    قسمت اول

    بهار: ساعت نزدیک ۱۱ ظهر بود منتظر بودم که مصطفی از شیراز برگرده. با صدای ترمز ماشین شوهر عمه به طرف در دویدم و با دیدن مصطفی و مرتضی و عمه نجمه کلی ذوق کردم و گفتم:

    رمان فلب زخمی
    _سلام مصطفی
    مصطفی:_ سلام به به بهار خانم، خوبی دختردایی؟
    بهار:_ ممنون خوبم، تو چطوری؟ بی بی گفت برم نون وایی.میای بریم؟
    مصطفی :_ آره میام بهار جان.بزار یه آبی به دست و صورتم بزنم، سریع اومدم
    بهار:_ باشه، پس من جلو در منتظر میمانم
    مصطفی:_ باشه زود میام
    بهار: با مصطفی به طرف نون وایی راه افتادیم. بهار ۹ ساله و مصطفی ۱۰ ساله.موقع رد شدن از خیابون دست مصطفی رو محکم گرفته بودم. گفتم:_مصطفی وایستا
    مصطفی گفت:_ نه بابا، ماشینه ببینه داریم رد میشیم میزنه روی ترمز

    رمان فلب زخمی
    بهار: یهو صدایی وحشتناک اومد.نیسان آبی ترمز شدیدی کرد که انگار لاستیکش ترکید، وحشت زده به نیسان نگاه کردم مردی چاق و میانسال با سبیل های دسته دوچرخه ای داد زد:_هوووووووووی عمو، چه طرز رد شدن از خیابونه؟
    بهار: فکر کنم متوجه ترکیدن لاستیک ماشینش نشد.چون تا اومد گاز ماشین رو بگیره لاستیک انگار میخواست بزنه از ماشین بیرون که با هول فرمون ماشین رو به گوشه ای کشید.مصطفی دستم رو گرفت و گفت:_بهار بدو بریم. فقط بدو. پشت سرتم نگاه نکن
    بهار:_ دست در دست مصطفی یک نفس میدویدیم. به در خونه که رسیدیم بدون اینکه نونی خریده باشیم در رو باز کردم و بدو بدو رفتیم توی حیاط

    رمان فلب زخمی

    رمان قلب زخمی
    قسمت دوم

    بهار: بی بی توی حیاط کنار حوض داشت وضو میگرفت به سمت ما برگشت و گفت:_ بهار ،ننه مصطفی، چرا نفس نفس میزنید؟ پس کو نون؟؟؟
    سوم شخص: مصطفی از ترس اینکه راننده نیسان بهار، رو دعوا نکنه انگار یادش رفته بود برای چی با بهار بیرون رفته بود.
    مصطفی:_ اوم چیز، چیزه بی بی ، میدونی نون وایی شلوغ بود.بزار ده دقیقه دیگه دوباره میرم.
    بی بی گفت:_ ننه، هر چی دیرتر بری نون وایی شلوغ تر میشه.
    مصطفی:_ نه بی بی.میرم حتما

    رمان فلب زخمی
    سوم شخص: بی بی سری تکون داد و گفت:_ از دست تو پسره ی سرتق.
    بهار:_ داشتم به راننده نیسان فکر میکردم و اینکه اگه دستش بهمون می رسید چه بلایی سرمون میومد.درسته بچه بودیم ولی بالاخره باعث شدیم لاستیک ماشینش داغون بشه که یهو، مصطفی یه گلابی به طرفم پرت کرد.
    مصطفی گفت:_ بهار، بهار ، اینقدر فکر نکن بیا این گلابی رو بشور با هم بخوریم. ای بابا ما هر وقت از شیراز میایم این درخت گلابی هاش نرسیدس، حالا شانس آوردیم این یکی بد نیس.
    گفتم:_ ها، با منی؟
    مصطفی:_ نه، با صمد آقام
    بهار:_ مصطفی اذیت نکن

    رمان فلب زخمی
    مصطفی:_ پاشو دختر بیا. بابا خودم میشورم گلابی رو
    بهار:_ مصطفی از درخت با یه جهش خودشو انداخت پایین.گلابی رو شست و گفت:_ خوب،حالا چطوری نصفش کنیم؟ بزار برم یه چاقو بیارم.
    میگم بهار اگه گاز بزنم تو بدت نمیاد؟ یا اصلا ولش کن من نمیخورم.بیا بهار خانم ،بیا این گلابی واسه تو …….
    بهار: تا اومدم گلابی رو از دستش بگیرم دوید طرف حوض
    مصطفی:_ اگه میتونی بیا من رو بگیر.
    بهار:_ تو رو بگیرم یا گلابی رو؟
    مصطفی:_ هر دو رو
    بهار:_ چند دور، دورحوض چرخیدیم.

    رمان فلب زخمی
    خونه بی بی یه حیاط بزرگ قدیمی داشت با موزاییک های آجری.موزاییک هایی که هر وقت بی بی جارو و آب پاشی میکرد بوی خوب کاهگل توی فضا می پیچید.عاشق بوی کاهگل بودم دوتا درخت گلابی و توت داشت.من عاشق توت بودم و مصطفی عاشق گلابی.
    همینطور که می دویدیم یهو خوردم به یه جسم بلند.سرم رو که بلند کردم دیدم شوهر عمه س که گفت:_ دو ساعته ما داریم شما دوتا وروجک رو صدا میزنیم،چرا نمیری نون بگیری مصطفی؟مگه ناهار نمیخوای؟ بهار بیا خونه بی بی کارت داره

    جهت حمایت  از نویسنده  لطفا رمان  رو خریدری کنید جهت  خرید کلیک کنید

    قیمت این  رمان  فقط ۵ هزار تومان

    امیدوارم رمان فلب زخمی خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

    اگر شما نویسنده رمان فلب زخمی هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

    منبع تایپ رمان : dlroman.ir


    بر چسب ها :
    نوشته های مشابه

    ثبت دیدگاه

      • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
      • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
      • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید