دانلود رمان جدید اوکسی توسین – شیرین سعادتی

    امتیاز 2.75
    11 آوریل 2017 632 بازدید بدون نظر

    دانلود رمان جدید اوکسی توسین – شیرین سعادتی

     

    دانلود رمان جدید اوکسی توسین – شیرین سعادتی

    : با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

    رمان اوکسی توسین از شیرین سعادتی

    خب ژانر رمان اوکسی توسین چیه ؟
    عاشقانه

    خب رمان اوکسی توسین چند صفحه داره ؟

    ۱۲۰

    خلاصه رمان اوکسی توسین

    زمانی همه چیز من بودم،فقط من…
    اما یک روز تو آمدی و من ندانستم کی،تو همه شدی!؟…
    روایت عاشقانه ای پر شیطنت میانه اشک و لبخند‌..

    چند صفحه ای اول رمان : اوکسی توسین با هم بخونیم

    صفحه ی اول رمان:

    دنده رو عوض کردم و پام رو محکم تر روی پدال فشردم.
    با بالا رفتن سرعتم، صدای ماشین هم بیشتر می شد.
    فرمون رو تو دستام گرفته بودم و با لبخند خاصی منتظر پیچ بودم.
    باد تو ماشین نمی پیچید و صداها کیپ بود.
    روندنش درست مثل پرواز کردن بود.
    با رسیدن به پیچ، با قدرت فرمون رو پیچوندم. ماشین بدون هیچ لغزشی دور خورد و مسیری که رفته بودم از سر گرفته شد.
    هیجان زده از اتفاق چند لحظه پیش دستام رو بالا بردم و با جیغ گفتم: هــوهــو… اینـــه.
    سرخوش قهقه ای زدم.

    ای ول… دم سازنده این عروسک گرم، کارشون حرف نداره.

    قیافه خبیثی به خودم گرفتم.
    حالا وقتشه ترمزش رو امتحان کنم.
    پام رو روی گاز بیشتر فشردم.
    نرم و گرم که هست… اوم… شاید برای مسابقه بعدی برش داشتم.
    فقط نمی دونم چرا هر ماشین جدیدی میارن، میدن به من امتحان کنم؟
    والا… مگه من جونم رو از سر راه پیدا کردم؟… یا قصد مُردن دارم زبونم لال.
    هی چی بگم والا… مظلوم گیر آوردن دیگه.

    صدای درونم: چقدر فک می زنی دختر؟
    قیافه ام لوچ شد. باشه بابا… اینم روش.
    بعد از رد کردن افکارم، به طرز ناگهانی پام رو کوبوندم رو ترمز.
    با این حرکتم یهو پرت شدم جلو و چشمام گرد شد. اما به سختی خودم رو کنترل کردم.
    دمت گرم بابا… میخ ترمزه که.
    نه خوشم اومد.
    حتما الان دود از لاستیکا بلند شده.

    از فکرم خندم گرفت.
    سرم رو به نشونه تاسف برای خودم تکون دادم و ماشین رو خاموش کردم.
    در رو باز کردم و پیاده شدم که دیدم دخترا دارن به طرفم میان.
    در رو بستم و مقنعه ام رو صاف کردم.
    تا بهم رسیدن، سودا گفت: دمت خوش بابا… چه بگاز بگازی راه انداختی با این تازه کارها.

    امیدوارم رمان اوکسی توسین خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

    اگر شما نویسنده رمان اوکسی توسین هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

    منبع تایپ رمان :  romansara.org

     


    بر چسب ها :
    نوشته های مشابه

    ثبت دیدگاه

      • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
      • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
      • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید